
نگاه کردن مثل گوش دادن هم هیچ هزینهای در بر ندارد.
برای من دو نوع مشاهده وجود دارد: اولی، توجه به جزئیات و دومی توجه به تصویری جامع از شرایط است.
یکی از مربیان به نام "آرچی" به من گفت که نباید جلسات تمرین را هدایت کنم در عوض باید از کنار زمین بر تمرینات نظارت کنم. وقتی به "آرچی" گفتم که باید به خواستهاش فکر کنم بیشتر اصرار کرد. بنابراین، علیرغم میل باطنیام، به خواسته او تن دادم. با خودم فکرکردم که با این کار وقت بیشتری را برای احاطه بهتر بر امور باشگاه خواهم داشت. این کار مهمترین تصمیمی بود که تا آن زمان در مورد روش مربیگریام گرفتم. زمانی که یک قدم از همهچیز فاصله میگیرید، چیزهایی را میبینید که متعجب میشوید. اگر با یک سوت در دهان در وسط جلسه تمرین باشید، کلّ تمرکز شما بر توپ خواهد بود. زمانی که به کنار زمین رفتم و بر روند تمریننظارت کردم، وسعتِ دیدم افزایش یافت و توانستم کل جلسه تمرین را تحت کنترل داشته باشم. این کار به من کمک کرد تا عادات، انرژی و روحیات بازیکنان را درك کنم. این مسئله یکی از ارزشمندترین درسهای حرفه کاریام بود و خوشحالم که سی سال پیش این درس را یاد گرفتم. "آرچی" نوع نگاهم را شکل داد. از آن زمان همیشه در موقعیتی قرار داشتم که هم میتوانستم روی جزئیات تمرکز کنم و هم بتوانم تصویر کلی را ببینم.
این لحظات پیروزی و بازیکنان، پاداشی برای یک عمر نگاه دقیق به مسائل هستند. هیچکدام ناگهان به دامن شما نمیافتند. اینها همگی حاصل نظارت بیستوچهار ساعته است.
نگاه کردن به دیگران، گوش دادن به توصیههای آنها و مطالعه در مورد مردم، سه مورد از بهترین کارهایی هستند که من تا به اینجای زندگیام انجام دادهام.
برگرفته از کتاب رهبری (سر آلکس فرگوسن)
خودکار سبز
وبلاگ آموزشی توسعه مهارتهای مدیریتی
www.greenpen.blogfa.com
دکتر علی اصغر صفری فرد